دلم گرفته ...روزی هزار بار میام نت اما وبمو آپ نمیکنم...چون نمیتونم حرفااامو بزنم...چون بعضی دردا نه درمونی داره نه چاره ای...

 

اینجا هم غریبه شده برام و آرامش قبل رو ندارم...

 

شاید شروع کنم روزانه نویسی اما رمز دار ....

اما تنهــــــــــــا عشق من پسرم...فقط پسرم باهمه ی شیطنتهاش و آزاراش بازم عاشقانه دوسش دارم...

 

من خوبم یه مقدار سرماخوردم و کسلم...زندگی میگذره و هر روز بدتر از روز قبل ...

هیشکی که این وبو نمیخونه شاید رفتم به یه وب جدید...اما اینجا رو چه کنم با یه عالمه خاطره؟؟؟

کسی هست اینجا رو بخونه و رمز بخواد؟؟

+ تاريخ ۱۳٩۱/٩/۱٠ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ نويسنده وفا نظرات ()